میزانسن
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
صورت خارجی دادن اثری غنای یا درام یا سناریو به صورت صحنه نمایش یا فیلم
دانشنامه عمومی
در لغت به معنای به روی صحنه آوردن است و در اصلاح وسیله ای است در اختیار کارگردان تا به کمک آن تصویرسازی کرده و فکر مورد نظر نویسنده و برداشت خود از متن نمایشنامه را به مخاطب منتقل کند. به عبارت دیگر وسیله ای است که تماشاگر را از بیرون به درون نمایش هدایت می کند. یعنی به تماشاگر کمک می کند تا به وسیله آنچه قابل مشاهد است ( عناصر عینی ) به ذهنیات و دنیای درون شخصیت ها، محتوای داستان، چگونگی کشمکش بین اشخاص بازی و سایر عناصر درونی نمایش دست یابد.
دانشنامه آزاد فارسی
دخالت در فضای محسوس و مادی. اصطلاحی فرانسوی که ابتدا در تئاتر کاربرد داشت، و معنی آن اجرا و به تحقق درآوردن نمایش نامه بود. در سینما به بخشی از کار فیلم سازی که بر روی صحنه انجام می گیرد (مانند بازی بازیگران، نورپردازی، ترکیب اشیای صحنه و مانند این ها) اطلاق می شود.
ویکی واژه
[نمایش]، [سینما]
تنظیم جای استقرار هنرپیشگان و وسایل صحنه اعم از دکور و غیره