میانه رو. [ ن َ / ن ِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) آن که در هیچ کاری افراط و تفریط نمی کند. ( ناظم الاطباء ). معتدل که نه به افراط گراید و نه به تفریط. معتدل درعقاید و اعمال. متوسطالسیر. ( یادداشت مؤلف ). متوسطدر افعال و اقوال. ( آنندراج ). مقتصد، میانه رو در نفقه عیال یعنی نه مسرف و نه تنگ گیر. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
( ~. رُ ) (ص فا. ) معتدل ، کسی که نه افراط می کند نه تفریط .
فرهنگ عمید
کسی که در هیچ کاری افراط و تفریط نکند، میانه گیر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه در اعمال خود افراط و تفریط نکند معتدل .
فرهنگستان زبان و ادب
{temperate} [اعتیاد] ویژگی فردی که رفتاری میانه روانه در مصرف الکل دارد
ویکی واژه
ویژگی فردی که رفتاری میانهروانه در مصرف الکل دارد.