لغت نامه دهخدا
مجوز. [ م ُ ج َوْ وَ ] ( ع ص ) تجویز کرده شده و روا داشته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). روا و جایز. || حلال و روا شده. ( ناظم الاطباء ).
مجوز. [ م ُ ج َوْ وِ ] ( اِخ ) حسن بن سهل مجوز محدث است. ( منتهی الارب ). حسن بن سهل به این نسبت اشتهار دارد. ( از انساب سمعانی ).