متیل. [ م ِ ] ( اِ ) پیه سوز که برادر شمعدان است. ( برهان ). پیه سوز. ( جهانگیری ). قسمی از چراغدان پایه دار که پیه سوز گویند. ( ناظم الاطباء ). رشیدی کلمه را به فتح اول آورده به معنی سپندسوز و... شاهدی ندارد. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). متیل. [ م ِ / م َ ] ( اِ ) آستر بالش و دشک یعنی پارچه زیرین که در میان آن پر و پنبه و جز آن نهند و به روی آن پارچه ظریفی کشند که روه [رویه ] نامند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مِ ) (اِ. ) پارچه ای که روی بالش یا لحاف می کشند.
فرهنگ عمید
پارچه ای که روی بالش یا لحاف می کشند.
فرهنگ فارسی
پارچهای که روی بالش یالحاف میکشند ( اسم ) پارچه ای معمولا سفید که روی بالش و لحاف کشند . پیه سوز
دانشنامه آزاد فارسی
مِتیل (methyl) بنیان CH-۲. ممکن است به صورت بنیاد آزاد ناپایدار یا جزو اجزای مواد آلی یافت شود. استات متیل، کلرور متیل، و الکل متیلیک دارای این رادیکال اند.