مبادله

لغت نامه دهخدا

( مبادلة ) مبادلة. [ م ُ دَ ل َ ] ( ع مص ) معاوضه کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). با یکدیگر بدل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). بادله ُ مبادلةو بدالاً؛ داد آن را مثل آنچه از وی گرفته بود و بادلته مبادلة؛ گرفتم آن را به جای وی. ( ناظم الاطباء ).
- مبادلة الرأسین ؛ نزد بعضی بلغاء آن است که دو لفظ متجانس در کلام آرند که در اول حروف مختلف باشند. چون سلام و کلام و سلامت و ملامت و این از مخترعات... امیرخسرو دهلوی است. ( کشاف اصطلاحات الفنون ، ج 1 ص 146 ).
مبادله. [ م ُ دَ / دِ ل َ / ل ِ ] ( از ع ، اِمص ) معاوضه. ( ناظم الاطباء ). مقابضه. معاوضه. قبض. مقابله. تاخت زدن. پایاپای. تهاتر. سودا. مغایره. غیار. تاخت. بدل کردن چیزی به دیگری. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). چیزی را با چیز دیگری بدل کردن. شیئی را بجای چیز دیگری گرفتن معاوضه. ج ، مبادلات. || ( اصطلاح بانکی ) تبدیل وجه کشوری با وجه رایج کشور دیگر ، ج ، مبادلات. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مبادلة شود.

فرهنگ معین

(مُ دِ لِ یا لَ ) [ ع . مبادلة ] (مص م . ) دو چیز را با هم عوض کردن .

فرهنگ عمید

با کسی چیزی بدل کردن، چیزی عوض چیز دیگر گرفتن.

فرهنگ فارسی

باکسی چیزی بدل کردن، چیزی عوض چیزدیگرگرفتن
( مصدر ) ۱ - چیزی را با کسی بدل کردن شیئی را عوض چیزی گرفتن معاوضه جمع : مبادلات . ۲ - تبدیل وجه کشوری با وجه رایج کشور دیگر جمع : مبادلات .
معاوضه کردن

دانشنامه آزاد فارسی

مُبادله (trade)
تبادل کالا بین گروه ها، افراد، یا کشورها. نوعی از آن تجارت مستقیم است که معاملۀ پایاپایخوانده می شود؛ نوع دیگر آن تجارت غیرمستقیم است که با واسطه ای به جای پول صورت می گیرد. در قرن های ۱۷ و ۱۸، معاملۀ پایاپای بین اروپاییان و بخش غربی افریقا بر مبنای «سورتینگ»، صورت می گرفت که واحد ارزش در این معاملات بود. یک سورتینگ می توانست شامل اقلامی نظیر پارچه یا مواد سوختی با شد؛ البته، بنابه میزان عرضه و تقاضا تعداد کالاهای هر سورتینگ تغییر می کرد. الگوهای تجارت بین المللی براساس روابط تجاری اروپا و امریکای شمالی با مستعمرات پیشین شان شکل گرفته اند. مواد خام، برای تولید صنعتی کالاهای مختلف، از کشورهای کمتر توسعه یافتهدر امریکای جنوبی و آسیا و افریقا به کشورهای توسعه یافته ترصادر می شود؛ این کالاها پس از ساخته شدن، ارزش افزودۀ بسیار زیادی می یابند. انقلاب صنعتی، با ایجاد یک بخش تولیدینابرابری اقتصادی کشورهای کمتر توسعه یافته و کشورهای توسعه یافته تر را وسعت بخشید. برای بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای کمتر توسعه یافته تلاش می شود که بخش تولیدی در این جوامع رشد و گسترش یابد.

ویکی واژه

scambio
مبادلة
دو چیز را با هم عوض کردن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم