لاوی

لغت نامه دهخدا

لاوی. ( اِخ ) نام یکی از دوازده سبط یعقوب. نام پسر سومین یعقوب است از لیئه و جهت نامیده شدنش به این اسم این بود که گفت الان شوهرم با من قرین خواهد شد ( پیدایش 29:34 ) علی الجملة لاوی و برادر وی شمعون بودند که انتقام خواهر خود دینه را کشیدند ( پیدایش 34:25 - 31 ) از این جهت یعقوب ایشان را توبیخ و ملامت کرد ( پیدایش 49:5 - 7 ) لکن چون اولاد لاوی در مورد گوساله طلائی از برای خداوند غیرت کشیدند بدان واسطه آن ملامت به برکت تبدیل یافت ( خروج 32:26 -29 ) لاوی سه پسر تولید کرد جرشون و قهات و مراری و در مصر جهان را بدرود گفت در حالی که 137 سال از عمرش گذشته بود ( خروج 6:16 ) ( قاموس کتاب مقدس ). صاحب قاموس الاعلام گوید: سومین پسر یعقوب و از «لیا» زاده بودو 137 سال از 2117 تا 1980 و بروایتی از 1748 تا 1611 ق. م. بزیست. وی جد اعلای موسی و هارون است و در میان موسویان ریاست روحانی با اولاد لاوی است... حمداﷲ مستوفی گوید: لاوی نیای سوم موسی است بدینگونه : موسی بن عمران بن مماث بن لاوی بن یعقوب. ( تاریخ گزیده ص 42 ).
لاوی. [ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به لاوی پسر یعقوب. رجوع به لاویان و بنی لاوی شود.
لاوی. ( اِخ ) نام دو نفر از اجداد عیسی مسیح. ( قاموس کتاب مقدس ).
لاوی. ( اِخ ) نام اصلی متی است. ( قاموس کتاب مقدس ).
لاوی. ( اِخ ) نام یکی از شاهان روم شرقی پس از هرقل به روزگار امویان. مدت ملکت وی سه سال بوده است. ( مجمل التواریخ و القصص ص 137 ).
لاوی. ( اِخ ) پسر قسطنطین. از ملوک روم شرقی. مدت ملکت وی پنج سال بوده است. ( مجمل التواریخ و القصص ص 137 ).
لاوی. ( اِخ ) از شاهان روم شرقی مُلک وی اندر آخر ملوک بنی امیه بیست وپنج سال بود. ( مجمل التواریخ و القصص ص 137 ).
لاوی. ( اِخ ) پرُوَنسال. مستشرق فرانسوی صاحب کتاب «اسپانیای مسلمان در قرن دهم میلادی ». ( الحلل السندسیة ج 1 و 2 ).
لاوی. ( اِخ ) نام دیهی میان بیسان و نابلس. گورلاوی پسر یعقوب بدانجا و نام این ده از نام اوست. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

دهی است میان بیسان و نابلس . آرامگاه لاوی پسر یعقوب .
نام دیهی میان بیسان و نابلس

دانشنامه آزاد فارسی

لاوی (Levite)
در عهد عتیق، از اسباط دوازده گانۀ بنی اسرائیل، از تبار لاوی، پسر یعقوب. لاویان خُدام کهتر هیکل/معبد بودند و کاهن بزرگ همیشه از نسل هارون (ع) برادر موسی (ع) بود.

ویکی واژه

مفرد لاویان، به معنی قبیله، سازمان صنفی در آیین یهوه پرستی. لاوی ممکن است به زبان معیار باستان به صورت لابی صرف شده باشد؛ همانطور علوی را باید به صورت علبی تلقی نمود، و بسیاری نمونه‌های دیگر.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم