قایم مقام. [ی ِ م َ ] ( اِ مرکب ) جانشین. رجوع به قائم مقام شود.
فرهنگ معین
( ~ . مَ ) [ ع . قائم مقام ] (اِمر. ) جانشین .
فرهنگ فارسی
عنوان دو تن از وزیران قاجاریه ۱ - جانشین نایب مناب : چون طاهر وفات یافت ابو علی در مدینه قائم مقام او شد . ۲ - وزیراعظم نخست وزیر .
ویکی واژه
کسی که در جای کس دیگر قرار گیرد و کارهای او را انجام دهد. نایب. نائب. جانشین. خلیفه. نائب مناب. کسی که در جای کس دیگر قرار گیرد و کارهای او را انجام دهد. نایب. نائب. جانشین. خلیفه. نائب مناب.