عزایم

فرهنگ معین

(عَ یِ ) [ ع . عزائم ] (اِ. ) ج . عزیمه . ۱ - ارادة ثابت و محکم . ۲ - افسون ها و دعاهایی که بر بیماران برای شفا یافتن می خوانند.

فرهنگ عمید

= عزیمت

فرهنگ فارسی

جمع عزیمه به معنی اراده ثابت وموکد، افسونهاودعاهائی که بربیماران بخوانندبرایشفایافتن آنها
جمع عزیمت ۱ - افسون ها . ۲ - دعا هایی که بر بیماران خوانند تا شفا یابند .

ویکی واژه

عزائم
عزیمه.
ارادة ثابت و محکم.
افسون‌ها و دعاهایی که بر بیماران برای شفا یافتن می‌خوانند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم