طرد کردن

لغت نامه دهخدا

طرد کردن. [ طَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) راندن. دور کردن. نفی کردن. رجوع به طرد شود.

فرهنگ فارسی

راندن دور کردن نفی کردن

ویکی واژه

ripudiare
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم