لغت نامه دهخدا
صعود. [ ص َ ] ( ع ص ، اِ ) جای بلند. ( منتهی الارب ). || عقبه دشوار. ( ترجمان علامه جرجانی ).عقبه دشوارگذار. ( منتهی الارب ). || راه بلند در کوه. ( دهار ). || امر دشوار. ( منتهی الارب ). || ناقه ای که بچه ناقص زاده پس آن را بر بچه سال گذشته مهربان تا شیر دهد. الناقة تخدج فتعطف علی ولد عام اول. ( اقرب الموارد ). اشتر، که بچه بیفکند و بر بچه دیگر شیر دهد. ( مهذب الاسماء ). || ( اِمص ) بلندی ، ضد هبوط. ( منتهی الارب )( غیاث اللغات ). || مشقت. ( منتهی الارب ).
صعود. [ ص َ ] ( اِخ ) کوهی است در دوزخ. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ).
صعود. [ ص ُ ] ( اِخ ) حافظ میرمحمد علی. وی یکی از شعرای هندوستان است و نسب او به امام جعفر صادق علیه السلام پیوندد. یکی از اجداد وی از ایران بخطه گجرات هندوستان مهاجرت کرد و صعود در شهر احمدآباد ازآن بلاد متولد شد و در شاهجهان آباد میزیست. ازوست :
ز بس که حد نبود وصف دلستان مرا
همیشه جنگ بود بازبان دهان مرا
شبی بخانه من گر ترا گذر افتد
بجای کعبه پرستند آستان مرا.( قاموس الاعلام ترکی ).