شالی. ( اِ ) شالی زار را گویند که برنج زار باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || در مازندران زراعت برنج را شالی گویند. ( فرهنگ نظام ). || دانه برنج که در پوست باشد و نام دیگرش شلتوک است. ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برنج از پوست بیرون نیامده و آن را شلتوک گفته اند. ( انجمن آرا ). در سانسکریت شالی بمعنی برنج و غلات مشابه آن است. ( حاشیه برهان چ معین ) : شالی سرتیز ندانم که چیست کاب گذشتش ز سر آنگاه زیست.امیرخسرو. شالی. ( ص نسبی ) منسوب به شال و آن قریه ای است از قرای بلخ. ( انساب سمعانی ).
فرهنگ معین
[ سنس . ] (اِ. ) برنجی که هنوز پوستش کنده نشده .
فرهنگ عمید
= شلتوک
فرهنگ فارسی
شلتوک، برنج ازپوست برنیامده، برنجی که هنوزپوست، آن رانکنده باشند، کالی هم میگویند ( اسم ) برنجی که از پوست بر نیامده باشد برنجی که هنوز پوستش را نکنده باشند شلتوک . منسوب به شال و قریه ایست از قرای بلخ
دانشنامه عمومی
شالی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان مواضع خان شمالی بخش خواجه شهرستان هریس واقع شده است. شالی (بوتان). شالی ( به لاتین: Shali ) یک منطقهٔ مسکونی در بوتان ( کشور ) است که در استان تراشیانگتس واقع شده است. شالی ۴٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد. شالی (مجارستان). شای ( به مجاری: Sály ) یک منطقهٔ مسکونی در مجارستان است که در بورشود - آبااوی - زمپلن واقع شده است.
دانشنامه آزاد فارسی
از گویش های تاتی جنوبی، رایج در شال، از روستاهای بخش کلور آذربایجان. شالی را از گویش های آذری می دانند که در واقع گویش غیرترک مناطقی از ایران است که امروزه به آن تاتی می گویند. شالی به تالشی بسیار نزدیک است. علامت مفعول بی واسطه در این گویش e است: dass-e agir (دست را بگیر). همچنین ضمایر فاعلی آن شبیه تالشی است. 50010800
ویکی واژه
از سنسکریت. برنج (گیاه) برنجی که هنوز پوستش کنده نشده.