سپری
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص مف . ) ۱ - پایمال . ۲ - نابود.
فرهنگ عمید
* سپری شدن: (مصدر لازم ) پایان یافتن، به آخر رسیدن، سر رسیدن: هرچ آن سپری شود سرانجام / خواهی قدمی و خواه صدگام (نظامی۳: ۵۰۲ ).
* سپری کردن: (مصدر متعدی ) سپری گردانیدن، تمام کردن، پایان دادن، به پایان رسانیدن.
* سپری گردیدن: (مصدر لازم ) = * سپری شدن
* سپری گشتن: (مصدر لازم ) = * سپری شدن
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - سپرده پایمال . ۲ - نابود محو .
فرهنگستان زبان و ادب
دانشنامه عمومی
ویکی واژه
پایمال.
نابود.