روان‌کاو

لغت نامه دهخدا

روانکاو. [ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه متخصص وصاحب نظر در روانکاوی باشد. رجوع به روانکاوی شود.

فرهنگ عمید

متخصص در روانکاوی.

فرهنگ فارسی

آنکه متخصص و صاحب نظر در روانکاوی باشد

فرهنگستان زبان و ادب

{psychoanalyst, analyst} [روان شناسی] درمانگری که آموزش های نظری و عملی روان کاوی را دیده است و از فنون روان کاوی در درمان اختلالات روانی بهره میبرد

ویکی واژه

درمانگری که آموزش‌های نظری و عملی روان‌کاوی را دیده است و از فنون روان‌کاوی در درمان اختلالات روانی بهره میبرد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم