لغت نامه دهخدا
رابعه با رابع آن هفت مرد
گیسوی خود را بنگر تا چه کرد.نظامی.|| شتر نوبت آب رسیده در روز چهارم. ( ناظم الاطباء ). ج ، روابع. حمای ربع. ( ناظم الاطباء ).
رابع. [ ب ِ ] ( اِخ ) یکی از سلاطین پنجگانه مدیان است که بنی اسرائیل را بقتل رسانیدند. ( قاموس کتاب مقدس ).