دفاع کردن

لغت نامه دهخدا

دفاع کردن. [ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دفع شر نمودن. ( ناظم الاطباء ). دفع تعرض کردن.
- دفاع کردن از خود ؛ صیانت نفس کردن در مقابل تعرض دیگری.

فرهنگ فارسی

دفع شر نمودن .

ویکی واژه

difendere
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم