( آمدنیامد ) آمدنیامد. [ م َ ن َ م َ ] ( اِمص مرکب ) آمد و نیامد. - آمدنیامد داشتن ؛ آمد و نیامد داشتن. محتمل خجستگی و یمن و شومی و بداُغری بودن. و رجوع به آمد و نیامد داشتن شود.
فرهنگ معین
( آمد نیامد ) (مَ مَ ) (مص مر. ) آمد و نیامد، فرخنده بودن و نبودن .
فرهنگ عمید
( آمدنیامد ) ۱. احتمال میمنت داشتن و خجسته بودن یا نبودن. ۲. برای بعضی خجسته و بامیمنت و برای بعضی نحس و شوم بودن.
فرهنگ فارسی
( آمد نیامد ) ( مصدر ) آمد و نیامد
ویکی واژه
آمدنیامد (گفتگو): خوشیمنی و بدیمنی. آمد و نیامد، فرخنده بودن و نبودن. آمد و نیامد داشتنِ کسی یا چیزی کنایه از: خوشیمن یا بدیمن بودنِ او یا آن.