استوا
فرهنگ عمید
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] راست بودن، بدون خمیدگی بودن.
۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] مستقر شدن، قرار گرفتن، استقرار.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) برابر شدن راست شدن . ۲ - ( اسم ) برابری یکسانی . ۳ - ( مصدر ) معتدل گردیدن . ۴ - ( اسم ) اعتدال : استوائ قامت . ۵ - ( مصدر ) قرار گرفتن استقرار . یا خط استوائ . دایره ای شرقی غربی که کر. زمین را بدو قسمت متساوی ( شمالی جنوبی ) تقسیم کند .
فرهنگستان زبان و ادب
دانشنامه عمومی
خط استوای زمین همچنین بزرگ ترین ( طولانی ترین ) مدار زمین و برابر با طول محیط کره زمین با درازای ۴۰٬۰۷۶ کیلومتر است. هر اندازه به سوی شمال یا جنوب خط استوا برویم، محیط عرض جغرافیایی کوچکتر می شود تا اینکه در نقطهٔ قطب به درجهٔ صفر می رسد. سطح کرهٔ زمین در خط استوا به مقدار ۴۰٬۰۰۰ کیلومتر در شبانه روز حرکت می کند. این به معنای سرعتی برابر ۱٬۶۷۰ کیلومتر بر ساعت است. این سرعت از تقسیم محیط کرهٔ زمین در خط استوا ( حدود ۴۰٬۰۷۰ کیلومتر ) بر تعداد ساعات شبانه روز ( ۲۴ ) محاسبه می شود.
نام خط استوا در فارسی کاربردی دیرینه دارد و در اشعار فارسی نیز دیده می شود.
نمونه از خاقانی:
از نظامی:
خط استوا بر افق سرنهادمیانجی به قطب شمال اوفتاد
از سعدی:
بر استوای قامتشان گویی ابروان بالای سرو راست هلالی خمیده اند از منوچری:
در منطقه استوایی، کشت قهوه و کائوچو رواج دارد. چرا که این مناطق محیط بسیار مناسبی برای کشت این محصولات هستند و می توان گفت که مواد اولیهٔ بیشتر شرکت های مشهور تولید قهوهٔ جهان، در این مناطق وجود دارد و این کارخانه ها در مناطق استوایی دارای مزارع انحصاری هستند. در آغاز قرن نوزدهم میلادی هم کشورهای استعمارگر از این مسئله و سود زیادی که در کشت قهوه و کائوچو در این مناطق وجود دارد با خبر بودند. از همین رو در آن سال ها بخش زیادی از جنگل های استوایی را با آتش زدن یا قطع کردن درختان از بین بردند و به مزارع تبدیل کردند.
دانشنامه آزاد فارسی
در لغت به معنی نشستن، برابری و چیرگی و استیلا. این واژه در نُه آیه قرآن آمده و در دانش کلام مورد تفاسیر ظاهری و باطنی قرار گرفته است: الف. تفسیر ظاهری، یا تفسیر لفظی، تفسیر اهل ظاهر (مُجسَّمه یا اهل تجسیم) است که بر طبق آن مراد از «الرّحمن علی العرش استوی» (طه، ۵) جلوس خداوند بر عرش است. ب. تفسیرهای باطنی، که بر طبق آن، استوا: ۱. اگر با «الی» متعدّی شود به معنی «آهنگ آفرینش» است، مانند «... ثمّ استوی إِلی السَّماء...: سپس آهنگ آفرینش آسمان کرد» (بقره، ۲۹؛ فُصِّلت، ۱۱)؛ ۲. اگر با «علی» متعدی شود، اوّلاً، به نظر اکثر طرفداران تفسیر باطنی به معنی «چیرگی و استیلا و فرمانروایی» است، مانند «... ثُمّ استوی عَلَی العرش...: سپس بر عرش استیلا یافت» (اعراف، ۵۴؛ یونس، ۳؛ طه، ۵؛ رعد، ۲؛ فرقان، ۵۶؛ سجده، ۴؛ حدید، ۴)؛ ثانیاً، به نظر برخی متکلمان امامیه، به معنی «برابری قدرت و علم خدا نسبت به موجودات» ازجمله نسبت به عرش است.