ابریشمی

لغت نامه دهخدا

ابریشمی. [ اَ ش َ ] ( ص نسبی ) ابریشم فروش. ابریشم تاب. ابریسمی. || از ابریشم : دستمال ابریشمی. || منسوب به ابریشم.

فرهنگ عمید

۱. آنچه از ابریشم بافته یا ساخته شده باشد.
۲. (اسم، صفت نسبی ) ابریشم فروش.
۳. مانند ابریشم، نرم.
۴. (اسم ) (پزشکی ) = کاپوت

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به ابریشم . ۱ - ابریشم فروش . ۲ - ابریشم تاب . ۳ - ( اسم ) ( مستحدث ) غلافی از لاستیک و مانند آن که برای حفظ از سرایت امراض مقاربتی آلت رجولیت را بدان پوشانند کاپوت . یا دستمال ابریشمی . دستمال بافته از ابریشم .

فرهنگستان زبان و ادب

{seriseous} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی کرک پوش پوشیده از کرک های بلند و خوابیده و ابریشم مانند
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم