لغت نامه دهخدا
- ازدیاد ترشح ؛ افزونی ترابیدن.
- ازدیاد ترشح شیر ؛ بسیاری ترابیدن شیر.
- ازدیاد تنمیه ؛ فزونی بالش و گوالش.
- ازدیاد تنمیه بافته زنبوری ؛ بیماری ای است در چشم.
- ازدیاد تنمیه غده ٔوزی ؛ بزرگ شدن پرستات.
- ازدیاد خون حیض ؛ کثرةالطمث.
- ازدیاد قوت ؛ فزونی غیرعادی نیرو.