باین

لغت نامه دهخدا

باین. [ ی ِ ] ( اِخ ) دهی در نیم فرسنگی میانه جنوب و مغرب شهر لار است. ( فارسنامه ناصری ).
باین. [ ی ِ ] ( ع ص ) بائن. آنکه از چپ درآید به دوشیدن شتر، مقابل معلی آنکه ازراست درآید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنکه از دست راست شتر دوشد. ( مهذب الاسماء ). || چاه فراخ دورتک. ج ، بوائن. ( منتهی الارب ). || کمان نرم که زه آن نهایت دور باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و تأنیث آن بائنه است. ( آنندراج ). || زنی که از شوهر به طلاق جدا گردیده باشد. ( آنندراج ). جداشده. جداشونده. ( مهذب الاسماء ). تأنیث آن بائنه است : تطلیقة بائنه ؛ طلاقی که رجعت در آن درست نباشد و این فاعله است که بمعنای مفعوله است. ( منتهی الارب ).
- طلاق باین ؛ ابتات طلاق. طلاق بتی دادن. طلاق بتانی که رجعت آن جایز نیست. سه طلاقه. ( یادداشت مؤلف ). طلاقی که برای مطلق حق رجوع از آن در ایام عدة ابتدا موجود نیست. طلاق زوجه ای که زوج با او نزدیکی ننموده وطلاق زوجه یائسه و صغیره از جمله طلاقهای باین بشمارمیرود. و رجوع به ترجمه تبصره علامه ص 293 و لغت نامه ذیل طلاق شود.

فرهنگ فارسی

دهی در نیم فرسنگی شهر لار است

دانشنامه عمومی

باین، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لارستان در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱٬۳۳۶ نفر ( ۳۷۶ خانوار ) بوده است.
باین (صربستان). باین ( به صربی: Baljen ) یک روستا در صربستان است که در توتین، صربستان واقع شده است. باین ۷۲ نفر جمعیت دارد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم