لغت نامه دهخدا انحنا. [ اِح ِ ] ( ع اِمص ) خمیدگی و کجی و اعوجاج. ( ناظم الاطباء ). خمیدگی. ( از اصطلاحات فرهنگستان ). کجی. اعوجاج. چفتگی. ( فرهنگ فارسی معین ). بخمی. کوژی. دوتایی. دوتاهی. دولایی. خوهلی. کژی. ( یادداشت مؤلف ) : ابیات من چو تیر است از شست طبع من زیرا یکی کشیده کمانم ز انحنا.مسعودسعد.- انحنا داشتن ؛ خمیدگی و کجی داشتن. ( ناظم الاطباء ).- قابل انحنا ؛ چیزی که بتوان آنرا کج کرد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی ۱ - ( مصدر ) خمیده شدن کج گردیدن چفته شدن . ۲ - ( اسم ) خمیدگی کجی اعوجاج چفتگی . ۳ - خمیدگی خط .