لغت نامه دهخدا افشا. [ اِ ] ( از ع ، اِمص ) آشکارکردگی. فاش کردگی. انتشار. ( ناظم الاطباء ). افشاء. رجوع به افشاء شود : چشم از عوایب زیردستان بپوشند و در افشای جرایم کهتران نکوشند. ( گلستان ).
فرهنگ فارسی ( مصدر ) آشکار کردن فاش نمودن پدید ساختن : افشائ اسرار .ماخوذ از تازی آشکار کردگی فاش کردگی .