لغت نامه دهخدا
- افرادالنجوم ؛ ستارگان روشن که در کرانه آسمان برآید. فرودالنجوم کذلک. ( منتهی الارب ). ستارگان روشن در کرانه های آسمان. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ).
|| مأخوذ از تازی. اشخاص. اعداد مفرد. کسان. مردمان. فردهای دفتر. ( ناظم الاطباء ). || در اصطلاح سالکان افراد، سه تنانند که بتجلی فردیه بواسطه حسن متابعت حضرت رسالت پناه ( ص ) متحقق شده اند و از غایت کمال که ایشان راست خارج از دائره قطب الاقطابند. ( آنندراج )( از کشاف اصطلاحات الفنون ). و در مرآت الاسرار گوید: افراد آنها باشند که بر قلب علی ( ع ) باشند و اینها راتعداد نیست. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). نزد صوفیان عبارت از مردانی است که خارج از نظر قطب هستند. ( از تعریفات جرجانی ).
افراد. [ اِ ] ( ع مص ) تنها کردن چیزی را.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( کشاف اصطلاحات الفنون ) ( مؤید ). تنها کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || تنها در کاری درآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : در مداومت مدام و منادمت پریچهرگان زیبااندام طریق افراد سپرده. ( جهانگشای جوینی ). || یکسو نمودن. || جدا کردن. || پیغامبر فرستادن. || یک بچه آوردن ماده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یک بچه زادن. ( مؤید ) ( تاج المصادر بیهقی ). || حج مفرد گزاردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فقهاء این لفظ را در مورد تنها گزاردن هر یک از حج و عمره استعمال کرده اند که هر دورا با یکدیگر نگذارند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
- حج افراد ؛ یکی از سه قسم حج است که در فقه بنامهای حج افراد، حج قرآن ، حج تمتع خوانده میشود. افراد آنست که در وقف احرام نیست. انجام حج تنها بکند و آنرا احکام خاصی است. رجوع به همین لغت نامه ذیل کلمه حج شود.