اشتهار. [ اِ ت ِ] ( ع مص ) آشکارا کردن و آشکارا شدن. یقال : اشتهره فاشتهر. ( منتهی الارب ). لازم و متعدی است. گویند فلان را فضیلتی است که مردم آنرا شهرت داده اند. و هم گویند: فلان به فضل مشهور شده است. ( از اقرب الموارد ). در فارسی به معانی شهرت و ناموری و معروفیت بکار می رود.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) معروف گردیدن . ۲ - (اِمص . ) شهرت .
فرهنگ عمید
شهرت یافتن، مشهور بودن، نامبردار شدن، ناموری.
فرهنگ فارسی
آشکارکردن، آشکارشدن، شهرت یافتن، مشهوربودن، نامبردارشدن ، ناموری ( مصدر ) ۱ - آشکار گردیدن آوازه در افتادن . ۲ - نامبردار شدن معروف گردیدن . ۳ - ( اسم ) نامبرداری شهرت ناموری . جمع : اشتهارات .