لغت نامه دهخدا
ذکر آن اریاح سرد زمهریر
اندر آن ایام و ازمان عسیر.مولوی. || اجزاء ساعات معوجه.
- ازمان اربعه ؛ ربیع و صیف و خریف و شتاء.
ازمان. [ اِ ] ( ع مص ) مزمن شدن بیماری. || دیرینه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). آمدن روزگار بر کسی. ( منتهی الارب ). || انکار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ).