لغت نامه دهخدا ازرق پوش. [ اَ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه جامه نیلگون پوشد. || مجازاً، صوفی : پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود.حافظ.
فرهنگ معین ( ~. ) [ ع - فا. ] (اِفا. ) ۱ - کسی که جامة کبود پوشد. ۲ - صوفی . ۳ - (ص . ) کنایه از: صوفیِ ریایی .
فرهنگ عمید ۱. صوفی: پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان / رخصت خبث نداد ار نه حکایت ها بود (حافظ: ۴۱۴ ).۲. مکار، حیله گر.