ارجح

لغت نامه دهخدا

ارجح. [ اَ ج َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از رجحان. راجح تر. افضل. اولی. اقدم. بهتر. خوبتر. || چربنده تر. سنگین تر. مائل تر.

فرهنگ معین

(اَ جَ ) [ ع . ] (ص تف . ) بهتر، خوب تر، فزون تر، برتر.

فرهنگ عمید

برتر، بهتر، خوب تر.

فرهنگ فارسی

راجح تر، برتر، فزونتر، بهتر، خوبتر
راجح تر افضل اولی اقدم بهتر خوبتر چربنده تر سنگین تر مایل تر : ( دستگیری از مردم مستمند ارجح از عبادت است . )

ویکی واژه

بهتر، خوب تر، فزون تر، بر
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم