اکبیری

لغت نامه دهخدا

اکبیری. [ اِ ] ( ص نسبی ) در تداول عوام اکبیر.سخت پلید. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اکبیر شود.

فرهنگ معین

( اِ ) (ص نسب . ) (عا. )زشت ، بی ریخت .

فرهنگ فارسی

( صفت ) اکبیر

ویکی واژه

(توهین‌آمیز): اکبیر، زشت، بی‌ریخت، نفرت‌انگیز.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم