سرسپرده

فرهنگ معین

( ~. س پُ دِ ) (ص مف . ) تسلیم شده ، فرمانبردار.

فرهنگ عمید

مطیع، منقاد، فرمان بردار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - مطیع فرمانبرده . ۲ - تسلیم شده . ۳ - به حلقه ارادت مرشد در آمده .

ویکی واژه

تسلیم شده، فرمانبردار.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم