دغو

لغت نامه دهخدا

دغو. [ دَ ] ( اِخ ) نام دشتی است که آنرا دغوی نیز گویند. رجوع به دغوی شود.

فرهنگ فارسی

نام دشتی است که آنرا دغوی نیز گویند .

ویکی واژه

در شاهنامه این اصطلاح به صورت دشت‌دَغو آمده که محلی جغرافیایی است. به یاری همه جنگجو آمدند ..... چو نزدیک دشت‌دغو آمدند
غو به معنی تاراندن، پراکندن، بیرون راندن. گویش بهاری
دِ برای بیان تأکید فعل امر یا نهی مانند دِبرو، دِبخور، دِغو یعنی بیرون‌شان‌کن، فراری‌شان‌بده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم