شبور. [ ش َب ْ بو ] ( معرب ، اِ ) شیپور. کرنای. لغت عبرانی است. ( منتهی الارب ). اقرب الموارد به فک ادغام ضبط کرده است و گوید این کلمه معرب شوفَر از لغت عبری به معنی بوق و نفیر است. ج ، شبورات و شبابیر. ( ازاقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). نای رویین است که نفیر باشد و به عربی نیز همین معنی دارد. ( برهان ). شبور. [ ش َ ] ( اِ ) مهره ترسایان باشد وآن یکی از سازهاست که مینوازند. ( برهان ). شبور. [ ش َب ْ بو] ( اِ ) نام دیگر دعای سمات است. ( یادداشت مؤلف ).