درنوک

لغت نامه دهخدا

درنوک. [ دُ ] ( ع اِ ) نوعی از جامه یا فکندنی و یا پارچه گستردنی. ( منتهی الارب ). جامه و یا فرش که پرز داشته باشد و پشم شتر را بدان تشبیه کنند. ( از اقرب الموارد ). درنیک. گویند اصل آن عربی نیست ، و از قدیم آنرا بکار برده اند. ( از المعرب جوالیقی ). ج ، دَرانِک ، دَرانیک. ( اقرب الموارد ). و رجوع به درنیک شود. || صاحب کتاب النخب از حجر و سنگی یاد می کند بنام «درنوک » و آنرا قرمزرنگ که زردیی در آنست توصیف می کند و می گوید سنگی است بسیار نفیس و گرانبها که نفاست آن چون «اذرک » است و هر دوی آنها از ساخته های اسکندرانی ها است. ( از کتاب الجماهر ص 227 ).

فرهنگ فارسی

نوعی از جامه یا فکندنی و یا پارچه گستردنی جامه و یا فرش که پرز داشته باشد و پشم شتر را بدان تشبیه کنند
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم