خلع سلاح کردن

لغت نامه دهخدا

خلع سلاح کردن. [ خ َ ع ِ س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) یراق چین کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). سلاح کسی را از او گرفتن. او را بی سلاح کردن.

فرهنگ فارسی

یراق چین کردن سلاح کسی را از او گرفتن .

ویکی واژه

disarmare
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم