خبردهنده

لغت نامه دهخدا

خبردهنده.[ خ َ ب َ دَ / دِ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه خبر دهد. آنکه کس دیگر را از خبری بیاگاهند :
خبر دهنده خبرداد رای را که ملک
سوی تو آمده راه گریختن بردار.فرخی.تا طلوع صباح شیب کی خبر دهنده وداع حیات است. ( سندبادنامه ص 31 ). || آنکه خبر مرگ دهد. ناعی.

فرهنگ فارسی

آنکه خبر دهد آنکه کس دیگر را از خبری بیاگاهاند .

ویکی واژه

خبر+دهنده
مخبر. آنکه خبر دهد. آنکه کس دیگر را از خبری بیاگاهند.
آنکه خبر مرگ دهد. ناعی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم