خاوندگار

لغت نامه دهخدا

خاوندگار. [ وَ دِ ] ( اِ مرکب ) مخفف خداوندگار است که صاحب و بزرگ باشد. ( از برهان قاطع ). || حکمران. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) :
این چنین سوزان و گرم آخر مکار
مشورت کن با یکی خاوندگار.مولانا ( از فرهنگ ضیاء ).|| لقب پادشاهان روم . ( انجمن آرای ناصری ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(وَ ) (اِمر. ) خداوندگار.

فرهنگ عمید

= خداوندگار

ویکی واژه

خداوندگار.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم