حاشیه نشین. [ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه درحاشیه مجلس نشیند. حاضری در مجلس که بکاری نیست. - امثال : حاشیه نشین دلش فراخ است ( یا گشاد است ) ؛ یعنی چون سود و زیانی در امرندارد هرچه بیشتر و بهتر و پر خرج تر را رأی دهد، نظیر: از کیسه خلیفه می بخشد: خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طائی شدن آسان بود.
فرهنگ معین
( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (اِفا. ) ۱ - آن که در فعالیت گروهی شرکت نمی کند. ۲ - آن که در حاشیه شهر سکونت دارد. ۳ - کسی که در کنار مجلس نشیند.
فرهنگ عمید
۱. کناره نشین. ۲. کسی که کنار مجلس می نشیند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که در کنار مجلس نشیند .
ویکی واژه
آن که در فعالیت گروهی شرکت نمیکند. آن که در حاشیه شهر سکونت دارد. کسی که در کنار مجلس نشیند.