جریحه

فرهنگ معین

(جَ حِ ) [ ع . ] (اِ. ) زخم .

فرهنگ عمید

جراحت، زخم.

فرهنگ فارسی

جراحت، زخم
( اسم ) جراحت خستگی زخم .
اعجوبه و این لغت مولد است یا خستگی . ماخوذ از تازی که معمولا در فارسی آنرا بمعنی زخم و جراحت استعمال کنند .

ویکی واژه

زخم.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم