لغت نامه دهخدا ثقافت. [ ث َ ف َ ] ( ع مص ) ثقف. ثَقَف. زیرکی. زیرک و سبک روح و چست و چالاک گردیدن. زیرک و استاد شدن. || سخت استوار شدن.
فرهنگ فارسی زیرک وچست وچالاک شدن، استادشدن، زیرکی، چالاکی، استادی، حذاقت، بهره وری ازعلم وادب و تربیت( مصدر ) ۱- زیرک و سبک روح و چست و چالاک گردیدن . ۲- استادشدن . ۳- سخت استوار گردیدن . ۴- ( اسم ) تمدن .