تصدر. [ ت َ ص َدْ دُ ] ( ع مص ) سینه راست کرده نشستن در مجلس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || در پیشگاه نشستن. ( تاج المصادر بیهقی ). در صدر نشستن. ( زوزنی ). در صدرجای نشستن از مجلس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). در صدر مجلس نشستن. ( ناظم الاطباء ). نشستن در صدر مجلس که اول قوم باشد. ( از اقرب الموارد ). || درگذشتن اسب به دویدن از اسبان دیگر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ صَ دُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) بالا نشستن ، در صدر مجلس جای گرفتن .
فرهنگ عمید
۱. در صدر مجلس جا گرفتن. ۲. سینه را پیش دادن.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) بالا نشستن در صدر مجلس جای گرفتن . ۲ -( اسم ) بالا نشینی .