لغت نامه دهخدا
فارغ از مرگ و ایمن از تخویف
جرم حالی و، توبه در تسویف.سنایی.تمامت آنچ اشارت رفت بی تعویق و تسویف بدو دهند. ( جهانگشای جوینی ). باز اندیشه تعویق و تسویف وانتظار. وقوع... با معاذیر ایلچیان را بازگردانید. ( جهانگشای جوینی ). || مالک کار خود گردانیدن کسی را و حاکم گردانیدن او را در آن کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).