بی‌پایاب

لغت نامه دهخدا

بی پایاب. ( ص مرکب ) عمیق. ژرف. که عمق آن معلوم نیست :
رسیده در بیابانهای بی انجام و بی منزل
برون رفته ز دریاهای بی پایاب و بی پایان.فرخی.وقتی در آبی تا میان دستی و پایی میزدم
اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را.سعدی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ژرف ( دریا رود بزرگ ) عمیق .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم