لغت نامه دهخدا
ای نقش مهر برهمه دلها نشسته ای
وی باد لطف بر همه تنها بزیده ای.اثیرالدین اخسیکتی.هود هدی توئی و من از تو چو صرصری
بر عادیان جهل بعادت بزیده ام.خاقانی.|| زدن پنبه و غیره. ( یادداشت بخط دهخدا ): الحلیج ؛ پنبه بزیده. الحلاج ؛ پنبه بز. ( مهذب الاسماء خطی از یادداشت دهخدا ).