افروختگی

لغت نامه دهخدا

افروختگی. [ اَ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) اشتعال. ( زمخشری ). احتراق. اشتعال. درگرفتگی آتش. ( ناظم الاطباء ). روشنی. ( یادداشت دهخدا ) :
گرچه همه کوکبی بتاب است
افروختگی در آفتاب است.نظامی.

فرهنگ عمید

حالت افروخته بودن، درگرفتگی آتش.

فرهنگ فارسی

مشتعل بودن اشتعال احتراق .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم