روی پا بند نبودن

کنایه از بی‌قراری، شتاب، یا نتوانستنِ آرام ماندن در یکجا. یعنی شخص مدام در حرکت است و نمی‌تواند ساکن بایستد.

مترادف‌ها

بی‌ثباتی، ناپایداری

متضادها

ثبات داشتن، پایدار بودن، استوار بودن

جمله سازی با روی پا بند نبودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او به دلیل عدم مدیریت صحیح منابع مالی، همیشه احساس می‌کرد که در مسائل اقتصادی زندگی با مشکل روی پا بند نبودن روبروست.

💡 اگر در انجام وظایف شغلی خود دقت کافی نداشته باشی، ممکن است به دلیل روی پا بند نبودن، اعتماد مدیران را از دست بدهی.

💡 بسیاری از پروژه‌های بزرگ به دلیل روی پا بند نبودن تیم اجرایی، در مراحل نهایی با شکست‌های سنگینی در مسیر رسیدن به هدف روبرو می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران