به هوش آمدن
به معنای به هوش رسیدن یا از بیهوشی، خواب عمیق یا گیجی بیرون آمدن؛ به طور کلی به بازگشت به حالت آگاهی و هوشیاری اشاره دارد.
مترادفها
به خود آمدن، هوشیار شدن
متضادها
بیهوش شدن، از هوش رفتن
جمله سازی با به هوش آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از آنکه تیم امداد موفق شد بیمار را از زیر آوار بیرون بیاورد، او خیلی زود و با کمک کادر پزشکی به هوش آمد.
💡 امیدوارم که بعد از گذراندن این دوره سخت بیماری، او خیلی سریع به هوش بیاید و دوباره با ما در کنارش باشیم.
💡 او بعد از چند دقیقه بیهوشی ناشی از ضربه شدید به سر، سرانجام به هوش آمد و توانست به سوالات پزشک پاسخ دهد.