به جوش آمدن
به معنی عصبانی شدن یا هیجانزده شدن است. وقتی کسی به جوش میآید، حالت عصبانیت یا ناراحتی شدید پیدا میکند.
مترادفها
جوشیدن، فوران کردن
متضادها
سرد شدن
جمله سازی با به جوش آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی آب در قابلمه بزرگ روی شعلههای مستقیم آتش به جوش آمد، بخار غلیظی از تمام فضای آشپزخانه را پر کرد و همه را به خود جذب نمود.
💡 پس از اینکه دمای مایع در مخزن بزرگ صنعتی به جوش آمد، مهندسان سیستمهای خنککننده را برای جلوگیری از فشار بیش از حد فعال کردند.
💡 برای پختن کامل این نوع لوبیا، حتماً باید صبر کنید تا آب کاملاً به جوش آمد و سپس شعله را تا حد امکان کم کنید.