از هم گسیخت
به معنای جدا شده، از هم جدا یا متلاشی شده است. این عبارت معمولا به قطع ارتباط یا برهم خوردن اتصال اشاره دارد، مثلاً وقتی گروهی یا جمعی از هم جدا میشوند یا یک رابطه مکتوب یا عاطفی از بین میرود.
مترادفها
متلاشی شد، از هم پاشید، پراکنده شد
متضادها
پیوسته، منسجم، متحد
جمله سازی با از هم گسیخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با شروع جنگهای داخلی و اختلافات شدید میان اعضای خانواده، پیوند عاطفی و روابط صمیمانه میان آنها به شدت آسیب دید و در نهایت از هم گسیخت.
💡 ساختمان قدیمی که سالها بدون مراقبت و تعمیرات در برابر باد و باران قرار داشت، در نهایت زیر فشار شدید طوفان از هم گسیخت و فرو ریخت.
💡 وقتی که حقیقت ناگفته فاش شد، اتحاد میان آن دو گروه سیاسی که زمانی بسیار نزدیک بودند، به سرعت از هم گسیخت و هر کدام به راه خود رفتند.