مفقود کردن

سببِ گم شدن یا ناپدید شدنِ چیزی یا کسی شدن. هم می‌تواند به معنای از دست دادن و هم از بین بردنِ امکانِ یافتن باشد.

مترادف‌ها

گم کردن، از دست دادن

متضادها

یافتن، پیدا کردن

جمله سازی با مفقود کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با بی‌دقتی در هنگام سفر، به دلیل مفقود کردن تمام مدارک شناسایی و کیف پول خود، با دردسر بسیار بزرگی در مسیر روبه‌رو شد.

💡 هدف اصلی آن گروه رقیب، مفقود کردن اسناد محرمانه شرکت در میان آشفتگی‌های اداری بود تا نتوانند رقیب را در معاملات آتی شکست دهند.

💡 اشتباهات محاسباتی در سیستم بانکی ممکن است منجر به مفقود کردن مبالغ قابل توجهی در حساب‌های مشتریان شود که رسیدگی به آن بسیار زمان‌بر است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران