چاکریم

تملق و چاپلوسی، یا به عبارتی خود شیرینی، در زبان فارسی معادل‌های عامیانه دیگری نیز دارد که معمولاً ناپسند و بی‌ادبانه به شمار می‌روند، مانند ذوب شدن در کسی، پاچه‌خواری، کار با دستمال یزدی و مالش بیضه‌ها. بنابراین، در متن زیر از این معادل‌های بی‌ادبانه صرف‌نظر کرده و تنها به تملق و چاپلوسی اشاره می‌کنم. تملق و چاپلوسی یکی از ویژگی‌های رفتاری ما ایرانیان است، مشابه مهمان‌نوازی، تعارف‌های بی‌پایان، دروغ‌گویی، دوستی سریع، غیبت، شکم‌پرستی، مرده‌پرستی و احترام عمیق به والدین و غیره. منظور از ویژگی در اینجا معادل‌های انگلیسی characteristic یا آلمانی charakteristik است. به عبارتی، این ویژگی‌ها جمعی از انسان‌ها را در مقایسه با دیگران متمایز، مشخص و ویژه می‌سازند. به عنوان مثال، وقت‌شناسی آلمانی‌ها یکی از ویژگی‌های آن‌هاست و پیوندهای ضعیف خانوادگی نیز از این دست ویژگی‌ها به شمار می‌رود. طبیعی است که این ویژگی‌ها می‌توانند از دید ما مثبت یا منفی تلقی شوند. تملق و چاپلوسی در جامعه ما به قدری ریشه‌دار شده است که می‌توان با احتیاط ادعا کرد که به نوعی به ژنتیک ما تبدیل شده است. این پدیده به قدری فراگیر است که در میان تمامی گروه‌های سنی، شغلی و اجتماعی قابل مشاهده است. حتی بررسی صفحات «فیسبوک» افراد، که امروزه به نوعی نمایانگر روان انسان‌ها شده، به وضوح نشان می‌دهد که این رفتار چقدر شایع و رایج است. از تمامی اقشار، چه سیاسی و چه غیرسیاسی، چه حامیان حکومت و چه مخالفان، چه زنان و چه مردان، چه در داخل و چه در خارج، همه در این رفتار مشارکت دارند. به سختی می‌توان نمونه‌ای یافت که به طور فعال و جدی در برابر این تملق‌گویی ایستادگی کند. برعکس، به نظر می‌رسد که بسیاری از افراد از این نوع تملق‌گویی لذت می‌برند و از آن سرمست می‌شوند. حتی نمونه‌ای وجود دارد که یکی از مریدان به منظور نشان دادن احترام خود به مراد، او را به طور علنی سِر خطاب کرده است، و این نه به شوخی، بلکه به طور کاملاً جدی بوده است. واژه چاکرم که به معنای فدای شما یا خدمتگزار شما می‌باشد، در زبان فارسی به شیوه‌های گوناگونی به کار می‌رود.