کرشیدن

لغت نامه دهخدا

کرشیدن. [ ک َ رَ دَ / ک َ دَ ] ( مص ) کرسیدن. کریسیدن. ( حاشیه برهان چ معین ). فریب دادن. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). فریفتن. ( ناظم الاطباء ). || آدم بازی دادن. ( برهان ). کسی را بازی دادن. ( ناظم الاطباء ). || چاپلوسی کردن. || فروتنی کردن. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کرسیدن و کریسیدن، کرش شود.

فرهنگ معین

(کِ دَ ) (مص م. ) ۱ - فروتنی کردن. ۲ - فریفتن. ۳ - چاپلوسی کردن.

فرهنگ عمید

۱. چاپلوسی کردن.
۲. فروتنی کردن.
۳. فریب دادن.

ویکی واژه

فروتنی کردن.
فریفتن.
چاپلوسی کردن.

نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز